...
سه چیزهرگزبرنمی گردد:
زمان,کلام,موقعیت
سه چیزراهرگزنبایدازدست داد:
ارامش,امید,صداقت
سه چیزهرگزقطعی نیستند:
شانس,موفقیت,رویاهایمان
سه چیزارزشمندترین چیزهاست:
عشق,اعتماد,دوست
سه چیزهرگزبرنمی گردد:
زمان,کلام,موقعیت
سه چیزراهرگزنبایدازدست داد:
ارامش,امید,صداقت
سه چیزهرگزقطعی نیستند:
شانس,موفقیت,رویاهایمان
سه چیزارزشمندترین چیزهاست:
عشق,اعتماد,دوست
پست قبلی من با عنوان امیر بود . چون نوشته امیر بود .
امیر . برادرم . همه وجودم . بهترین رفیقم و بهترینم .
امیر من رفت . ایست قلبی .
هنوز ماتم . منگم . باورم نمیشه .
بعد میام و ازش میگم . الان تحمل نوشتن ندارم .
دلم تنگه براش . خیلی ...
زندگی انتخاب کردن است و انتخاب شدن
جالب آنکه انتخاب شدن از آن لحظه هایی است که انتخاب نمی کنیم
و نتیجه عجیب اینکه انتخاب می شویم در لحظاتی که ساکنیم
چه زیباست
حرکت انتخاب است
و
سکون حق انتخاب دیگران را حرمت نهادن
این که بخوای یک باشی و یک داشته باشی و همه باهات یک باشن
نمیشه
نمیشه که نمیشه
پس منطقی اینه که فقط روی خودت که تحت کنترل خودته تا حدی ! کار کنی و سعی کنی یک باشی
این میشه !
میشه ؟
آره میشه .
فکر کن داری توی اداره کار میکنی و موزیک هم توی گوشت و رسیده به یک آهنگی که دوستت برات فرستاده .
همون موقع صدای اس ام اس میاد .
همون دوستته که برات نوشته :
" سلام خوبی ؟ "
خیلی مزه میده ٬ خستگیت میره ٬ خوب میشی .
۱- هر پدیده در هستی بدون در نظر گرفتن ارتباطش با دیگر پدیده ها معادل کمیتی اسکالر است .
۲- هر پدیده در هستی با در نظر گرفتن ارتباط با دیگر پدیده ها دارای کمیتی برداری است که مقدار کمی این بردار وابسته به خود پدیده بوده و جهت این بردار را ارتباطش با دیگر پدیده ها تعیین می کند .
۳- آغاز به شناخت و فهم یک پدیده توسط انسان ٬ با برقراری ارتباط شروع شده و سپس کمیت استخراج می گردد .
نتیجه ۱ : معنا و مفهوم هر پدیده در ذات کمیتی برداری است و نسبت دادن معنی و مفهوم به هر پدیده ای به عنوان خصوصیت ذاتی آن باطل است .
نتیجه ۲ : مشخص است که استدلال بالا به این معنی نیست که هیچ پدیده ای دارای ذات و جوهر نیست بلکه این معنا و مفهوم و شناخت هر پدیده است که توسط انسان برداری تعریف شده است . ( این معنای بشری است که بدون ارتباط بی معنی است.)
آیا پدیده ها بدون ارتباط وجود خارجی دارند ؟خدا می داند . ما نمیدانیم ٬ چرا که در اینصورت قبل از آنکه پدیده را بررسی کنیم وسیله و ابزار بررسی ما ناپدید می گردد و معنا ٬ بی معنا می شود .
فهمیدم اشکال از کجاست ! اشکال از خودمه ! همه چیزو خیلی جدی میگیرم .
از یک طرف همیشه میگم زندگی اینقدر کوتاهه و عمر اینقدر محدود که حیفه از دستش بدم با یک سری حرفها و رفتارهای بچه گانه و گیر دادنهای بیخودی !
از طرف دیگه خوب دارم تو این جامعه زندگی میکنم ولاجرم گاه گاهی با آدمهایی در ارتباطم که همون حرفای بچه گانه و گیر دادنهای بیخودی جزیی از زندگی اونهاست .
اینجاست که کم میارم ٬ نه میشه خودم باشم و به روش خودم پیش برم و نه میشه خودم نباشم یا به عبارت بهتر با سیاست پیش برم و رفتار کنم در ارتباطهام و در زندگیم !
با سیاست رفتار کردن با بقیه یک جورایی برام معادل نقش بازی کردنه ٬ چون دیگه رفتارم مطابق بر مصلحت و شرایط هست و نه بر مبنای خواست و باور خودم ٬ اینجاست اون مشکل و اینجاست اون درگیری ٬ که متاسفانه راهی برای حلش پیدا نکردم و محکومم به اذیت شدنی که هر چند وقت یکبار سر بر میاره و اذیتم میکنه .
تنها چیزی که بعضی وقتها تسکینم میده اینه که زیادی همه چیز رو جدی میگیرم و پیچیده میکنم . میشه ساده تر هم به مسایل نگاه کرد و برخورد کرد . ( این جمله فقط تسکین دهنده موقتی هست چون باور ندارم بهش !!!)
خدای من گفتن عمر خوشبختی و خوشحالی کوتاهه
ولی نه دیگه اینقده کوتاه !!!
امسال رو دوست دارم . حس قشنگی دارم بهش . روزها و لحظه هاشو دوست دارم . نمیخوام خرابش کنم . به خاطر همین دارم سعی میکنم نوع نگاهم رو به بدیها و مسایلی که خوشایندم نیست عوض کنم .
یک جورایی خودخواه تر شدم . به آرامش خودم بیشتر اهمیت میدم . سعی میکنم حرفا و برخورد اطرافیان ام رو اونطوری برداشت کنم که دوست دارم اونطوری باشه . خوشبینانه . شاید هم اینطور برداشت بشه از جانب اونا ٬ که من متوجه نمیشم . ولی مهم نیست . مهم خودمم و احساسم و اذیت نشدنم . خیلی خودخواهانه است ٬ نه ؟
دوست دارم به همه محبت کنم و همه رو دوست دارم . فکر کنم این تغییرات در من به خاطر این مساله است که فردا تولدمه ! آره خودشه .
خود خودشه !!! نه ؟